Spicy

It's not about me , All about you !!!

Tuesday, January 02, 2007

soft feelings

دیونه الاغ احمق دلم برات تنگ شده
اعصابم خورد و خاک شیر شده از بس بهت فکر کردم
کاملا دچار اختلالات روان پریشی شدم
دارم به این فکر می کنم که اعتراف دیشبم کار درستی بود یا نه
همیشه برام سخت بوده که کسی رو از احساساتم با خبر کنم ولی تو که کسی نیستی تو واسه من همه کسی
دارم به طرز اسکاولشینی به خودم تلقین می کنم که درست ترین کار رو کردم چون یهو به دلم افتاد که بهت بگم چقدر وقتی ازت دورم و ازت عصبانی هستم دچار تشدید احساسات رمانتیک می شم
همچین وقت هایی فقط دلم می خواد بیای آروم بغلم کنی و ساعت ها همون جور بی حرکت تو بغلت بمونم تا تموم دلتنگیهم از بین بره
می خوام از این به بعد بدون هیچ دغدغه و نگرانی اون چیزی رو که تو دلم میگذره بهت بگم
دیگه نمی خوام به جای تو فکر کنم و تصمیم بگیرم ، که این حرف من چه اثری ممکنه داشته باشه و تو چه برداشتی ازش بکنی
فقط می خوام خودمو سبک کنم
اونقدر سبک که که به ابرها برسم ..........

0 Comments:

Post a Comment

<< Home