Love or Lust
یه زمانی در شادترین لحظات زندگیم تنها کسی که می تونست قدم به ذهنم بگذاره تو بودی
فقط تو بودی که می خواستم با در آغوش کشیدنت خوشحالیم رو کامل کنم .
اما حالا چی ؟
تنها کسی به نیست تویی !!
کاش می تونستم فرق بین عشق و شهوتت رو درک کنم ، اون وقت عاقلانه تر و سنجیده تر عمل می کردم .
شاید اون وقت دیگه چشم های خندان و دست های نوازشگرت رو به حساب علاقه ات نمی گذاشتم !!
می بینی دوباره اون حس بدبینی داره یواش یواش برمی گرده پیشم ،
زود باش ! بجنب !!
تا دیر نشده باید کاری کرد .

0 Comments:
Post a Comment
<< Home