Spicy

It's not about me , All about you !!!

Saturday, September 09, 2006

Memorial !!

سه شنبه 31 مرداد

خدای بزرگ
پسرک مرد
درست همین دیروز ، دو روز بعد از تولدش
چه بیصدا و ناگهانی
باز هم به هیچ رسیدم
این را میدانستم ، چون از آغاز از هیچ شروع کرده بودم .
وقتی مردی را در بین پاهای زنی جستجو کنی ، باید هم به همان سرعتی که آمده ای بروی ،
بروی تا مردی تکامل نیافته ات را به دریوزگی از دیگر زنان بخواهی .

******
عزیزم خوب اسمی روت گذاشتم ، واقعا که گربه ای !!

درست مثل گربه هم بی چشم و رو هستی . تا حالا مرد ب هاندازه تو بی غیرت و بی مسئولیت ندیدم .

خدا به خانوادت ببخشدت

لیاقتت همونه که آواره شهرها باشی

از رفتنت اصلا جا نخوردم

واسه من خیلی وقته که مردی !!

همون موقع که فهمیدم مثل گربه !! دنبال بقیه دخترا هستی

فقط از خودم دارم تعجب می کنم که چرا به این خفت و حقارت تن دادم !!!!


چهار شنبه 1 شهریور

دلم میخواد گریه کنم ولی اشکم در نمی یاد . غرورم اشکم رو هم خشک کرده .

از دیروز تا حالا دارم با خودم کلنجار میرم که به خودم بقبولونم که این اتفاق اصلا برام مهم نیست

می دونی واقعا هم برام مهم نیست که چرا رفت و نمی خوام اصلا به این م.ضوع فکر کنم

تنها چیزی که آزارم می ده ایه هست که اگه اون چیزی که حدسش رو می زدم درست بود چی ؟؟؟

بازم همین رفتار رو نشون می دادی ؟؟؟ !!!


پنج شنبه 2 شهریور

نمی دونم چه اتفاقی افتاده که تو داری این جوری رفتار می کنی . ولی هر چی هست این ماجرا داره منو آزار می ده ،

چون احساس می کنم تو یه لجبازیه مسخره که نمی دونم چرا شروع شده گیر افتادم .

دلیلی نداره مثل تو ژست بگیرم تا ثابت کنم بزرگ شدم ، اهل لجبازی هم نیستم

چون از سن این بچه بازی ها گذشتم .........

.......... لعنتی دلم برات تنگ شده

دارم صادقانه این حرف رو می زنم و اصلا هم فکر نمی کنم با گفتنش چیزی ازم کم می شه یا منو ساده و احمق می دونند !!

همین !!!!


0 Comments:

Post a Comment

<< Home